عضویت در خبرنامه کنفرانس





تماس با دبیرخانه

02133699094

02136621318

02136621319

02189786524

conf.ntpco[at]gmail.com

حامیان رسانه ای

ويژگي‌هاي شخصيتي كارآفرينان

15 مهر 1395

 

واحد خبر مرکز برگزاری همایش بین المللی مدیریت و کارآفرینی اعلام میدارد:

هرچند كه در رابطه با شناخت ويژگي‌هاي شخصيتي كارآفرينان تحقيقات بسياري انجام گرفته‌است اما همچنان نمي‌توان صفات منحصر‌به‌فردي را به كارآفرينان نسبت داده و آنها را مبناي تمايز كارآفرينان و غيركارآفرينان دانست.

"چه ويژگي‌هاي شخصيتي، كارآفرينان را از غيركارآفرينان متمايز مي‌سازد؟"

از مجموع 16 متغير شخصيتي، تنها در چهار متغير شامل "احساس مسئوليت"، "استرس يا فشارهاي عصبي"، "علاقمندي به پول و مزاياي اقتصادي" و "كارهاي چالشي" دو گروه متفاوت از يكديگر بودند.

 

كارآفريني واژه‌اي جديد است كه از معناي كلمه‌اش نمي‌توان به مفهوم واقعي آن پي برد.

 

اين واژه به جاي كلمه ENTERPRENEURSHIP به كار مي‌رود كه در اصل از كلمه فرانسوي ENTREPRENDRE به معني متعهد شدن نشأت گرفته‌است. بنابراين تعريف‌، كارآفرين كسي است كه متعهد مي‌شود مخاطره يك فعاليت اقتصادي را سازماندهي و تقبل نمايد (اسكنداني، 1379) بعضي از دانشمندان نظير شومپيتر، كارآفرين را مهمترين عامل توسعه اقتصادي دانسته‌اند. شومپتر معتقد است كارآفرين يك مدير صاحب فكر و مبتكر است كه همراه با خلاقيت، ريسك‌پذيري، انديشه و وسعت‌‌ديد، فرصت‌هاي طلايي مي‌آفريند. او قادر است كه با نوآوري‌ها تحول ايجاد كند و يك شركت زيان‌‌ديده را به سود برساند.

 

اما سابقه مفهوم كارآفريني در دانش امروزي به دويست سال پيش برمي‌گردد و اولين كسي كه اين مسأله را مطرح كرد فردي به نام كانيلتون بود. اين واژه، دستخوش تعاريف جديدي شده و ترجمه آن در ايران به همان معناي كسي است كه زير بار تعهد مي‌رود. امروزه بسياري از شركتها به لزوم كارآفريني پي برده‌اند.

 

امروزه در بسياري از كشورهاي در حال توسعه براي رفع مشكلات بيكاري و سرعت بخشيدن به ايجاد اشتغال، اميد فراواني به توسعه كسب‌و‌كارهاي كوچك پديد آمده‌است. مثلاً در هند حـدود 80 درصـد از كـل مشـاغل تـوليـدي در شركـت‌هاي كـوچـك و متـوسط ايـجـاد شـده‌اند. (By grave,1997,1) همچنين كارآفرينان نقش مؤثري در ايجاد بنگاه‌هاي كوچك و متوسط ايفا مي‌كنند. آنان با استفاده به موقع از فرصت‌هاي بازار موجب بهبود شرايط كسب‌و‌كارهاي خود و رشد اقتصادي جامعه مي‌شوند. آنان همچنين فرصت‌هاي جديد شغلي را با معرفي يك محصول يا ايجاد يك بازار جديد بوجود مي‌آورند و كارخانجات بزرگ، خطوط توليد تازه‌اي به‌راه مي‌اندازند و يا با ايجاد بخش‌هايي تازه كه قبلاً وجود نداشت باعث ايجاد بازاري جديد مي‌شوند تا چيز تازه‌اي اعم از شغل تازه يا كالا يا خدمات يا حتي بازار تازه‌اي بسازند.

 

باتوجه به اهميت كارآفريني در كشورهاي توسعه‌‌يافته و به ويژه در حال توسعه، هر ساله پژوهش‌هاي زيادي در مورد كارآفرينان، شركت‌هاي كارآفرين و غيره انجام مي‌گردد. يكي از حوزه‌هاي تحقيقاتي مهم، انجام پژوهش‌هاي رفتاري و جامعه شناختي در مورد افراد كارآفرين است. درك ويژگي‌هاي شخصيتي كارآفرينان و كشف خصوصيات رفتاري متمايزكننده آنان از افراد عادي، محور اصلي پژوهش حاضر را تشكيل مي‌دهد. براي اين منظور برخي از صفات شخصيتي و رفتاري كه گمان مي‌رفت مي‌تواند مبناي تمايز افراد كارآفرين از افراد غيركارآفرين باشد، به عنوان ملاك برگزيده شدند تا در محك آزمون مشخص گردد، "افراد كارآفرين داراي چه خصوصيات شخصيتي هستند كه احتمالاً افراد غيركارآفرين فاقد آنند؟"

 

مواد و روش‌ها

 

بسياري از نويسندگان مديريت وقتي كه قصد دارند در مورد سازمان‌هاي پويا صحبت كنند، بنگاه‌هاي كوچك يا متوسط را مثال مي‌آورند زيرا ويژگي‌هايي نظير انعطاف‌پذيري، خلاقيت و نوآوري در سازمان‌هاي بزرگ، اغلب فداي رسميت سازماني مي‌شوند. شركت‌هاي كوچك و متوسط محصول قدرت كارآفريني هستند. افراد كارآفرين با احداث كسب‌و‌كارهاي جديد، زمينه رشد و رقابت را در بازار پديد مي‌آورند. علاوه‌براين، كارآفرينان اشتغال‌‌زايي مي‌كنند و موجب افزايش توليد مي‌شوند. با عنايت به همه اين خصوصيات همواره اين سوالات مطرح بوده كه "چرا افراد ديگر توان انجام چنين كاري را ندارند؟"،"آيا بين افراد كارآفرين و غيركارآفرين از لحاظ خصوصيات شخصيتي تفاوتي وجود دارد؟" كنجكاوي براي يافتن پاسخ اين سوالات انگيزه اجراي اين پژوهش بوده‌است.

 

در دهه 80 كه دهه كارآفريني لقب گرفته است، پژوهشگران بسياري كوشيدند تا ويژگي‌هاي شخصيتي كارآفرينان را كشف كنند. آنان با طرح مفهوم "انگيزه توفيق" سعي كردند، موفقيت كارآفرينان را با خصوصيات شخصيتي و رفتاري مرتبط سازند. اما در اين مقاله، براي درك ويژگيهاي شخصيتي افراد كارآفرين، آنان را با افراد غيركارآفرين مقايسه مي‌كنيم. بنابراين دو گروه در اين مقاله مورد مقايسه قرار مي‌گيرند كه عبارتند از جامعه افراد كارآفرين و جامعه افراد غيركارآفرين؛ سپس به كمك نمونه‌هايي كه از دو گروه گرفته شده‌است، (حجم نمونه در هر گروه 50 نفر است) آنها را براساس تعداد متغيرهاي شخصيتي مفروض، مورد آزمون قرار داده‌ايم. بنابراين ممكن است هر دو گروه واجد اين صفات باشند، يا اينكه اين صفات در گروه كارآفرين وجود داشته ولي در گروه غيركارآفرين وجود نداشته باشند. در حقيقت، ملاك تفكيك دو گروه، مجموعه‌اي از صفات شخصيتي است كه گمان مي‌رود يك گروه واجد آنها و گروه ديگر فاقد آنها باشد.

 

تعريف كارآفرين از نگاه اين تحقيق «كسي است كه براي خود و ديگران اشتغال ايجاد نموده و كسب‌و‌كاري را راه‌اندازي مي‌كند و خود رأساً به اداره آن اقدام مي‌نمايد.» و غيركارآفرين "كسي است كه اين توانايي را ندارد، پس براي يك كارآفرين يا ديگران كار مي‌كند."

 

جامعه آماري اين تحقيق شامل بنگاههاي انتفاعي فعال در استان گيلان است كه تعداد كاركنان آنها كمتر از 100 نفر هستند. بنيان‌گذاران اين بنگاه‌ها كه به صورت مدير و مالك در رأس آنها قرار گرفته‌اند، بعنوان كارآفرين، و كارگران اين بنگاهها كه براي كارآفرينان كار مي‌كنند به عنوان غيركارآفرين برگزيده شده و باهم مورد مقايسه قرار گرفتند.

 

متغيرهاي پژوهشي

 

متغيرهاي شخصيتي‌ـ رفتاري مورد مطالعه جهت مقايسه افراد كارآفرين و غيركارآفرين عبارتند از:

 

1- تمايل به رهبري ديگران:   فرض بر اين است كه كارآفرينان در مقايسه با غيركارآفرينان تمايل بيشتري به اداره و رهبري افراد دارند.

 

2- احساس مسئوليت:   فرض بر اين است كه كارآفرينان بيشتر دوست دارند كه مسئوليت كارها را خود برعهده گيرند و در تمام مدت فعاليت‌ها را تحت‌نظر داشته باشند.

 

3- پشتكار:   به ميزان جديت و سخت‌كوشي فرد به محض آغاز يك كار اشاره مي‌كند. فرض بر اين است كه كارآفرينان به محض پذيرش كاري، با جديت و تلاش بسيار مي‌كوشند تا آن را به پايان رسانند.

 

4- احساس مثبت نسبت به ديگران:   اشاره به احساس يا نگرش مثبت فرد نسبت به ديگران است. فرض ما بر اين است كه افراد كارآفرين در مقايسه با غيركارآفرين داراي نياز قوي‌تري براي برقراري رابطه صميمي با ديگران هستند. اين نياز كمتر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته‌است.

 

5- فشارهاي عصبي يا استرس:   با اين ادعا كه كارآفرينان در گروه شخصيتي A و غيركارآفرينان در گروه شخصيتي B (Friedman & Rosenman,1974) قرار دارند، فرض كرديم كه گروه كارآفرينان در مقايسه با غيركارآفرينان در معرض استرس يا فشارهاي شديد عصبي هستند.

 

6- استفاده از فرصت‌هاي جديد (فرصت‌جويي):   فرض بر اين است كه افراد كارآفرين در جستجوي كشف فرصت‌هاي نو و استفاده بموقع از آن هستند، در حاليكه افراد غيركارآفرين منفعلانه به انتظار وقوع مسائل مي‌مانند.

 

7- تمايل به كشف مسائل:   فرض ما در اين پژوهش بر آن است كه افراد كارآفرين يك گام جلوتر از غيركارآفرينان هستند، آنها به انتظار وقوع حوادث نمي‌مانند تا خود را با آن انطباق دهند بلكه به استقبال آنها رفته و حل مي‌كنند.

 

8- خطرپذيري:   افراد كارآفرين اهل‌قمار و ريسك‌هاي غيرمنطقي و سنگين نيستند بلكه مخاطرات متعادل را مي‌پذيرند. بنابراين، خطر رسيدن به هدف درصورت وجود احتمال برابر بين پيروزي و شكست را مي‌پذيرند.

 

9- علاقمندي به استقلال عمل:   كارآفرينان اغلب به ديگران وابسته نيستند. رضايت‌خاطر كارآفرينان از داشتن استقلال در تصميم‌گيري حاصل مي‌شود تا كارها را به شيوه‌اي كه دوست دارند و نه براساس نظر ديگران انجام دهند.

 

10- تأثيرگذاري بر سرنوشت خويش (كنترل دروني):   كارآفرينان غالباً داراي منبع يا مركز كنترل دروني هستند و موفقيت يا شكست خود را به عوامل بيروني نسبت نمي‌دهند. بعبارت ديگر كارآفرينان خويشتن را مسئول سرنوشت خود مي‌دانند.

 

11- توفيق‌گرايي:   اين دسته از افراد آرزو دارند كه بتوانند در مقايسه با آنچه پيش از آنها انجام شده، كارها را با كارايي بالاتري انجام دهند. اين جوشش و تلاش چيزي نيست جز نياز به كسب موفقيت (رابينز 1379 ، 80)

 

12- خلاقيت:   نوانديشي و توان ابراز ايده‌هاي جديد است. خلاقيت مي‌تواند به نوآوري مبدل گردد و آن زماني است كه انديشه‌هاي نو به كالا يا خدمت تبديل گردد. فرض بر اين است كه افراد كارآفرين، خلاق هستند.

 

13- اعتماد‌به‌نفس:   اين ويژگي كارآفرين را قادر مي‌سازد كه در برخورد با مشتريان و كاركنان به يك اندازه قاطع و استوار باشد. كارآفرينان توانايي‌هاي خود را به درستي باور نموده، براي خود اعتبار بالايي قائل هستند و اعتماد‌به‌نفس بالا توانايي بيشتري به آنها در به‌راه انداختن كسب‌و‌كار جديد مي‌دهد.

 

14- لذت معنوي:   توليد و عرضه كالا يا خدمت جديد، ايجاد بازارهاي نو و به‌طور‌كلي ارائه محصولي كه حاصل كار و تلاش كارآفرينان باشد و بتواند نيازي را از ديگران ارضا كند، براي آنها لذت‌بخش و غرور‌آفرين است.

 

15- جذابيت پولي و مزاياي اقتصادي:   فرض ما در اين پژوهش بر آن است كه كارآفرينان به پول و مزاياي مادي در حد معقولانه‌اي علاقمند هستند اما همه انگيزه آنان براي كارآفريني يا بالاترين اولويت آنان براي اشتغال، تنها كسب پول نيست.

 

16- كارهاي چالشي:   كارآفرينان كارهاي بيش از حد مشكل يا بيش از حد ساده را ترجيح نمي‌دهند، به عبارت ديگر اين‌گونه فعاليت‌ها انگيزه كافي براي حركت و پويايي در آنها پديد نمي‌آورد؛ آنها به دنبال انجام كارهاي هماوردطلب يا چالشي هستند. (Mcclelland,1961)

 

فرضيه و روش تحقيق

 

فرضيه تحقيق عبارت است از اينكه «بين ويژگي‌هاي شخصيتي افراد كارآفرين و غيركارآفرين تفاوت وجود دارد.» به كمك روش پژوهشي علّي- مقايسه‌اي گروه كارآفرينان با گروه غيركارآفرينان مقايسه و براي جمع‌آوري داده‌هاي تحقيقي از «پرسشنامة پنج‌گزينه‌اي ليكرت» استفاده نموديم.

 

پژوهشگران گرامی،لطفا از محورهای همایش بین المللی مدیریت و کار آفرینی ایران دیدن کنید.برای برخورداری از مزایا و گواهینامه علمی در این مرکز که افتخار برگزاری نخستین اجلاس جهانی شوراها و شهرداران را از آن خود کرده است ثبت نام کنید.

برچسب ها : همایش ، همایش بین المللی ، معرفی همایش ، گواهی ، گواهی نامه ، کارشناسی ارشد ، دکترا :مقاله ، پوستر ، مجلات برتر ، مقاله ، پایان نامه، جزوه های ارشد ، کنکور ارشد ، گواهی نامه کنگره ، گواهی نامه کنفرانس ، گواهی نامه همایش ، چاپ مقالات ،نخستین کنفرانس بین المللی مدیریت و کار آفرینی ایران ، چاپ مقالات ISI و ISC دریافت مقاله ، اکسپت مقاله ، اکسپت مقالات ، نمایه شدن مقاله ، نمایه شدن مقالات ، ارسال گوهی نامه ، دریافت گواهی پیش از موعد ، هیات علمی ، نگارش مقاله ، نخستین کنفرانس بین المللی مدیریت و کار آفرینی ایران ، راهنمای نگارش مقاله ، فراخوان مقاله ، ثبت،مداکره،مقاله نویسی


371
مطالب مرتبط


لطفا با تكميل فرم ، نظرات ، پيشنهادات و انتقادات خود را در مورد مطلب منتشر شده با ما در ميان بگذاريد.
پيام شما پس از تاييد توسط مدير سايت ، منتشر خواهد شد.
 

 
Captcha


 
مرکز همایش های بین المللی توسعه ایران